تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( سیما یاری )
پیچک ( سیما یاری )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

درهم

 

 دستاس می چرخد
غربال پوسیده
رد می کند با هم
ذرات آرد را
و سنگ ریزه را

 

 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 405

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

درد

 

آن قدر صاف است
 که خرده ریگ های خودش را
 پنهان نمی کند
ماهی از آبهای گل آلود می رسد
 از آبهای تلخ گل آلود

 

 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 399

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در حاشیه

 

 

ساغر شکسته است
 با آن سبو بگو
 آهسته لب بنهد
 بر لب بلور

 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 378

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در تاب

 

 

بر تاب ایستاد
 و پنجه افکند
 در ریسمان زبر
 و اعتدال تاب ساکن را به هم ریخت
بی ثقل پیچید
گاهی به سمت چپ
گاهی به سمت راست
بر تاب
ایستاد
و رشته های بسته را همراه خود برد
تا اعتدال واکنش ها و کنش ها
در سیر تازه
و رفت بالا
 بالای بالاتر
تا شاخه های نرم
تا شاخه ی تردی که نر صاف خورشید
 بر صفحه ی سبزینه هایش گرم می رقصید
بالای بالاتر
 

 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 393

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خلیدن

 

یک جفت دستکش
با کلک های گرم خز
در پشت تلق صاف و شفاف
 در جعبه محصور است
سرما
 سرنیزه هایش را
 در زیر ناخن می خلاند
انگشت ها آماس ها
را
 در جیب ها
از چشم می دزدند
و چنگ های منفعل
در پرده می مانند
صندوق بسته است
سر نیزه می خلد
 تا مغز استخوان
مشت گره خورده
بر قفل می کوبد
 
 

 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 354

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خط

 

چرخید سکه در هوا
 افتاد
 خط بود
 پرتاب شد بالا دوباره
 باز آمد
 باز هم خط بود
 هی رفت
 هی آمد
 خط بود خط خط خط
برداشت
 گرداند
 این رو
 آن رو
 یک خط
 همان خط بود
پرتاب شد سکه
بر سنگ فرش کوچه ی بن بست
غلتید لنگان
افتاد در پساب باران کدر
در عمق گودال
 خط
 
 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 384

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

جوهر

 

 

انگشت لغزید
بر گودی و برجستگی ها
دست کاوید
 در پیچش دالان
از سقف می افتاد
قطره پس از قطره
 بر سنگ آهک آب
انگشت لغزید
 در باز شد
 جوهر در آمیخت
 با صفحه ی تن
خطی کشیده شد
 بر سینه ی سنگی درون غار
باریک و روشن
 

 


سیما یاری  

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 363

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

جهش

 

 

 

وقتی که پر شد
 از هم شکافت پوسته ی سخت تنگ را
 و از هوای تیره ی سنگین عبور کرد
در آفتاب تند
به غلغل عصارهی جوشان
 در رشته های تازه ی رگ ها نگاه کرد
 تن را به روشنی نور واگذاشت
در آب غوطه خورد
 آمیخت با خاک
و باد را انباشت
از گرد گرده های توانا
دانه
 از هم شکافت
 پوسته ی سخت تنگ را
 وقتی که پر شد
 
 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 368

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

جنبش

 

گهواره می جنبد
 گهواره می جنبد
با رفت ها
برگشت ها
با لمس دست دست
 با جذب نیرو
جذب حرکت
باز
گهواره
می جنبد
 
 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 368

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

جاذبه

 

 

گردید آتش
خورشید شد پدید
میدان جاذبه
سیاره را کشید
سیاره چرخید
حول مدار روشن خورشید در فضا

 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 10 , | بازديد : 374

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد