تبلیغات اینترنتیclose
با آخرین نفس (سیما یاری )
پیچک ( سیما یاری )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

با آخرین نفس

 

 

بر ریگ های سرد بیابان
لولیده در هم اند
 پاها و سایه ای
 شب با دهان باز و سیاهش
بلعیده راه را
 سوت سکوت زیر و بلند است
 و قطره های
خون
بر لاله های گوش
قندیل بسته اند
مرد فراری
 چشم می دوزد در چشم های شب
نوری جرقه می زند آن دور
 و مرد می دود
 با آخرین نفس
 آنجا که کلبه ای ست
 
 

سیما یاری

برچسب ها : ,

موضوع : در سایه ی آفتاب 7, | بازديد : 150